اولین سونوسلامت و اولین چهره عزیز دلمون
امروز مامان و بابا رفتن سونوگرافی تا مامان اولین سونو رو انجام بده، مامانی و بابایی دل تو دلشون نبود تا اینکه نوبت به مامان رسید بابا خواست باهاش بره داخل ولی خانوم منشی گفت ورود همراه ممنوعه بابا خیلی ناراحت شد و بیرون منتظر موند تا مامانی کارش تموم شه انتظاره خیلی طولانی شده واااااااااااای بالاخره مامانی اومد و جواب سونو رو آورد الان با هم دارن من و میبینن خدایا ازت ممنونم بابت قشنگ ترین معجزت ...
نویسنده :
بابا
20:27



